زنگ خاطره

شیر زنی مبارز از خطه کردستان

به گزارش سایت " زنان شهید" در ادامه گوشه ای از ایثار این بانوی رزمنده را می خوانیم. مریم سال 1323 در روستای ((ایران خواه)) چشم به جهان گشود، خانواده…

نقش گروهک های منافق در هشت سال دفاع مقدس کمتر از ارتش بعثی نبود

  سیمین فرامرزی از بانوان فعال در پشت جبهه حق علیه باطل در هشت سال دفاع مقدس خدمتی خالصانه داشته است در گفت و گو با خبرنگار شهدای زن گفت: سال اول…

مي خواهم در رکاب امام زمان(عج) هم بجنگم

بدنش به خاطر عوارض جنگ تا به حال ده بار تيغ جراحي را به خود ديده است. آخرين عملش را دو هفته قبل کرده بود و هنوز کاملا سرحال نشده بود. شرمنده مان کرد…

صدام جايزه می دهد

زهرا محمودي اين بار به تنهايي عازم خط شدم. فقط چند نفر از رزمنده ها همراهم بودند. وقتي در خط وسايل را بين بچه ها تقسيم کردم، يکي از رزمنده ها مرا…

نرگس سليمانی

"ما شهر خونين مان نفت شهر را به دنبال حمله ي وحشيانه ي مزدوران صدامي ترک کرديم. يادم مي آيد وقتي که در خانه داشتم کتاب داستان مي خواندم، درباره ي آن…

کفش های سرگردان - بخش چهارم

مينا گفت: "وقتى پسرم شش ساله بود يادگرفت كه بنويسد: بابا آب داد. بابا نان داد. من به او گفتم پسرم بنويس: باباجان داد." اين آخرين بارى بود كه او را…

کفش هاي سرگردان - بخش سوم

مژگان تو اين هير و وير خنديد و با انگشتش كنار جاده را نشان داد وگفت: "سيكو عربه با اون سيكلش(38)! چه پاى دانى(39) هم مى زنه!" برگشتم و نگاه كردم،…

کفش های سرگردان - بخش دوم

شب شده بود. هيچ كداممان حال و حوصله درستى نداشتيم. درمنزل پدرى (سيكلين) دور هم جلو تلويزيون نشسته بوديم. اخبارتلويزيون را گوش داديم. حرفهاى هميشگى…

کفش هاي سرگردان - بخش اول

سى امين روز از شهريور ماه هزار و سيصد و پنجاه و نه ساعت 11/30صبح بود. مى خواستم به قطار اكسپرس برسم، براى همين على مرا به همراه هومن يك سال و نيمه و…

امدادرسانی

شور و حال عجيبي بود روحيه ها خدايي بود همه مي خواستند کمک کنند، کم تر کسي به فکر منافع خود بود و زنان نقش ويژ ه اي داشتند. بسياري از خواهران در…