صدام جايزه می دهد

زهرا محمودي

اين بار به تنهايي عازم خط شدم. فقط چند نفر از رزمنده ها همراهم بودند. وقتي در خط وسايل را بين بچه ها تقسيم کردم، يکي از رزمنده ها مرا کنار يک توپ 106 برد و گفت: مادر! ما اين توپ را روي سنگر فرماندهي عراقي تنظيم کرده ايم. دوست داريم با دست شما به طرف آن ها شليک شود. انشاء الله که به هدف بخورد و گروهي از فرماندهان عراقي به درک واصل شوند.

به او گفتم: پسرم! من توپ 106 نمي شناسم و با کار آن آشنايي ندارم. رزمنده ها که دورم جمع شده بودند، يک صدا گفتند: شما نگران نباشيد. ما شما را کمک مي کنيم. بالاي توپ رفتم و با کمک رزمنده ها گلوله را در جايگاه مخصوص قرار دادم . با کمک بچه ها، گلوله توپ را شليک کردم.فرياد تکبير و صلوات رزمنده ها، فضاي منطقه را پرکرد. بچه ها از شادي در پوست خود نمي گنجيدند و دايم صلوات مي فرستادند. بي سيم چي با خط تماس گرفت. فرياد شادي رزمندگان را از آن طرف شنيدم که مي گفتند: درست به هدف اصابت کرد. از تحرک دشمن مشخص است که تعداد زيادي به درک واصل شدند. خيلي زود اين خبر به گوش صدام رسيد که اين گلوله توپ را يکي از خانم ها در جبهه ايران شليک کرده است. او بعد از شنيدن اين خبر آنقدر عصباني شده که براي دستگيري و سر من جايزه تعيين کرد. اين خبر را از سردشت به من دادند و گفتند: خانم محمودي، مواظب باشيد! صدام براي سرت جايزه تعيين کرده است.

----------------------------------------

منبع: مستوران روايت فتح، ناشر: دبيرخانه کنگره بررسي نقش زنان در دفاع و امنيتش

دسته بندی: 
قطعه ادبی

دیدگاه ها