خوابی که من دیدم و شهادتی که نصیب زهرا شد/

در گفت و گویی با همسر شهید طلبه زهرا دقیقی مطرح شد:
زنان شهید: همسر شهید طلبه زهرا دقیقی در خصوص ویژگی های این شهید بزرگوار گفت: برای من یک فرشته بود، مهربان، دلسوز، مادر و همسری فداکار که ايستادن در نوع زنانه در زندگي اش تجلي يافته بود.

1-   از صبر و استقامت و نحوه زندگی و دیدگاه شهید تعریف کنید؟

تمام مردان و زنان از جان خود گذشتن تا آرمان های انقلاب محقق شود کم نبودن زنانی که بعد از دوران دفاع مقدس خدمات ارزشمندی را به جامعه ارائه دادند، شهید دقیقی از جمله کسانی بود که مهمترین هدفش خدمت رسانی به مردم و ایده اصلی آن تربیت روی کودکان و نوجوانان بود چون اعتقاد داشت باید از کودکی تربیت قرآنی شوند.

با اینکه مجروحیت سختی داشتم و روزهایم را برای مدام در بیمارستان ها سپری می کردم اما دست از فعالیت هایم برنداشتم به همین اصل اقدام به بنا کردن یک مؤسسه قرآنی کردم.

 شهید دقیقی به عنوان طلبه درشهر قم درس می خواندند و برای تدریس به این مؤسسه مراجعه کردند و کلاس هایی تحت عنوان قرآن و عترت دایرمی کردند، بعد از یک سال فعالیت در مؤسسه با پیشنهاد همکاران با او ازدواج کردم، پتانسیل خیلی قوی داشت در مؤسسه، مساجد، پایگاه ها فعالیت می کرد بعد از اینکه خداوند به ما 2 فرزند بنام محمد جواد و فاطمه عطا کرد با اعتقاد بر اینکه مهمترین وظیفه زن رسیدگی به همسر و فرزندانش است،فعالیت هایش را کمتر کرد.

2-   دلیل ازدواجش با یک جانباز70% شیمیایی چه بود؟

وقتی علت این کار را از او سوال نمودم گفتند: «مگر دوست نداری که با یک شهید گفتگو کنی؟! با یک شهید زندگی کنی؟! من در هر لحظه از زندگی با همسرم به سرزمین شهادت می روم، به دشت های سبز ایمان می روم، به انبوه کارزار می روم، به کوه های بلند انسانیت می روم، به سرخی شفق می روم، به قله توحید می روم. ما با هم از چشمه های وحدت مي نوشيم ، من با تو به جهاد می روم، من با تو به جهاد اکبر می روم، من با تو به نبرد اهریمن نفس می روم.»

ايستادن در نوع زنانه در زندگي شهيد "زهرا دقيقي" تجلي يافت.

ايستادن، نه تنها جنس نمي شناسد كه گنج ها را بيرون مي ريزد از سبد تاريخ. زن، گنج زمانه است. محكم، سخت، ساكت و سر به زير.

او با عمق جانش، با رژفای اندیشه اش، با اوج باورش، با لطافت نسیم گونه روحش، با عطر روح افزای معنویتش و در یک کلمه با صلابت و صداقتش، این سخن را گفته است:«آري! خداي خالق جهان از هر موجود دو جنس آفريد. در خلقت انسان ظرافت، عاطفه، صبر، مهرورزي و هنر عشق ورزيدن را، مواد اوليه وجود نازك و مهربان زن قرار داد.سعي صفا و مروه تكرار رفت و آمد هدفمند هاجر است تا انسان به آب برسد.»

اُم جواد برای من یک فرشته بود هر وقت جوانی را می دید که کاری ندارد با پیگیری هایی که می کرد می توانست شغلی برای آنها پیدا کند، با هزینه های شخصی جهیزیه آماده می کرد و در تمامی کارها از من اجازه می گرفت که من هم راضی باشم چون تمامی کارهایش در زندگی بر اساس شرع بود.

همیشه با غسل شهادت بیرون می رفت بچه ها را از کودکی با غسل شهادت آشنا کرده بود.

3. نحوه شهادت شهید دقیقی را بیان کنید؟

ما همیشه در روز عرفه عادت داشتیم که در یک جای مذهبی حضور داشته باشیم سال 90 تصمیم گرفتیم با گرفتن وام قرض الحسنه یکسری از بچه ها را به کربلا ببریم سفر پرفیضی بود تو راه برگشت از سامرا در 20 کیلومتری بغداد بودیم که دیدم ام جواد در حال گریه کردن هستن و مدام زمزمه می کنن "خدایا دستم را خالی از این سفر برنگردان" و "ما را ازشهادت محروم نگردان" یک دفعه انفجاری رخ داد بمبی که منفجر شده بود پر از ساچمه بود به پاهای من اصابت کرد از درد نمی تونستم ازجام بلند شوم دیدم راننده شهید شده صدا کردم ام جواد حالت چطور هست مثل همیشه رویش را گرفته بود و نمی توانست زیاد صحبت کند ساچمه ها به پهلویش اصابت کرده بودند و در حال ذکر و راز و نیاز با خدا بود .

شب گذشته خوابی عجیب دیده بودم که پسرم در گلزار فومن می دود یکدفعه بالای قبری می ایستد جلوتر که رفتم خودم را دیدم،  رویم خاک می ریختن از خواب بیدار شدم و گفتم که شهید می شوم اما زهرا به درجه رفیع شهادت رسید.

4- ویژگی های شهید رابیان کنید؟

هميشه زندگي، خود را مسافري مي ديد و بدين خاطر با اهل منزل و ساير مسافرين ملزم به نيكي بود و مي گفت: «اگر خودت را صاحب خانه بداني خانه و حفظ آن برايت مهم است و براي حفظش همه كار مي كني جز نيكي.اين است كه از هميشه ات مي بايست مهربانتر، دل سوزتر، يارتر و خلاصه بگويم خدايي تر باشي.»

« يا ايّها الانسان انّك كادح الي ربّك كدحا فملاقيه . . . »

و مبادا كه خود را صاحب خانه بدانيم و بي شك اين پاسخ آن سوال خداست كه:

« يا ايّها الانسان ما غرّك بربّك الكريم»

وي قبل از نماز صبح، بيدار مي شد، صداي اذان بر روي تك تك سلول هايش اثر مي گذاشت و بر قلبش مي درخشيد.

پس از نماز دعا بود و پس از دعا سجده و در سجده دعا:

« اللهم ارزقنا شفاعه الحسين

اللهم ارزقنا توفيق الشهاده في سبيلك»

بسیار مهربان و خوش برخورد و بااحترام  برخورد می کرد.

5- در لحظات آخر شهید دقیقی چه صحبت هایی می کردند؟

بیشتر درحال راز و نیاز با خدا و شهادتین می گفتن اما همش نگران فرزندان و من بودن که تنها نمانم .

 

شهید "زهرا دقیقی" تجسم خلوص، تجسم ایثار، همو که در دل نوشته های خود نوشته:

« آقا! دوست دارم گوشه ای بنشینم و زیر لب صدایت کنم. چشمانم را به گوشه ای خیره کنم تو هم مقابلم بنشینی و متوجه ات شوم هِی نگاهت کنم آنقدر که از هوش بروم بعد به هوش بیایم و . . . ببینم سرم روی دامن شماست حس می کنم بوی خوش از نسیم تنت به مشامم می خورد. آن وقت احساس کنم وصال حقیقی عاشق و معشوق روی داد، بعد وعده شهادت را بدهی و من خودم نشسته بر بال های ملائک احساس کنم و بشنوم که به من وعده شفاعت و هم سفره ای با خودت را بدهی آن وقت با خیال راحت از آتش عشق، مثل شمع بسوزم و آب شوم و هلاک شوم و جان دهم.»

انتهای پیام/ ع

نمایش در اخبار

دیدگاه ها