یکشنبه, 02/17/1396 - 11:20
مادر آسمانی
مادر آسمانی

و باران باریدن گرفت

بر دستان پرمهرت

بر سینه پردردت

آفرین بر صبر زینب گونه ات جانم را

فدای قامت خمیده ات کردم

و در تابش زیبای عشق

نامت را بر لوح وجودم حک کردم

آه ای پرستوی عاشق

چه شد که یادت آسمانی شد

ای بانوی مهر و شهامت

سلاح شجاعت را بر دوش گذاشتی

و باکفش های بردباریت

راه جهاد پیمودی

مهربانم

آنگاه که دست مادرانه ات را

بر سر غنچه ات کشیدی

چه زمزمه بر لب داشتی

به غنچه ات چه آموختی

که همچون لاله گلگون شد

در کدامین مکتب عشق درس خواندی

که درس عشقت جاودانه شد

در دامن پر مهرت چه داشتی

که اینگونه گلستان ساختی

در سینه ات چه داشتی

که صبرت جاودانه شد

در آسمان دلت چه می گذشت

آنگاه که پرستوی خونیت را

در سینه خاک جای می دادند

به تو می اندیشم

که چگونه مادری کردی

و اوج گرفتی

و پاکدامنی تو

بهشت را به زیر پایت کشاند

راهت سبز است

و عاشقان پرواز

سرود عاشقانه ات را

زمزمه لبهایشان دارند

 

 مهدیه ملک اولادی

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.