شهيد سكينه خاتون ناظميان علايی

نام: سكينه خاتون

نام خانوادگي: ناظميان علايي

نام پدر: محمدحسن

شماره شناسنامه: 34

محل صدور: سمنان

تاريخ تولد: 12/10/1325         

تاريخ شهادت: 9/5/1366                            

محل شهادت: سمنان - سمنان

حادثه منجر به شهادت:مکه (راهپیمایی برائت از مشرکین)        

 

زندگينامه

در یکی از شبهای بهاری در کانون گرم و با صفای خانواده بنده ای از بندگان خدا ، از خانواده محمدحسن ناظمیان علایی، طفلی معصوم متولد شد که موجب شادی و خوشحالی آن کاشانه گردید. نامش را از نور دیدگان حضرت اباعبداله الحسین "سکینه خاتون"گرفتند.

شهید تنها دختر خانواده بود و چهار برادر داشت . به برادرانش ارادات زیادی داشت و با دوست و فامیل رابطه زیادی داشت و به صله رحم اهمیت زیادی می داد. از خصوصیات بارز شهید احترام زیاد وی به پدر و مادر بود از نظر محبت و بزرگواری سرمشق بود به شوهر داری و تربیت فرزند اهمیت بسیاری می داد و به خانواده خود عشق می ورزید در خرج زندگی بسیار معتدل و در امور مهمان داری بسیار گشاده رو ، مهمان نواز و در تحمل سختی ها و رنج بسیار فروافتاده و صبور و در دستگیری و محبت به محرومین دلسوخته و کریم بود. نسبت به نماز و عبادتهای دیگر اهمیت می داد و سعی می کرد در مسجد و کلاسهای احکام و قرآن شرکت کند .به حضرت زهرا(س) عشقی آتشین داشت و پیوسته به یاد او بود و ذکر نامش را همواره بر زبان داشت چنانکه دو فرزند عزیزش را به نام زهرا و فاطمه نامگذاری کرد . تا از بی بی دو عالم و نام مقدسش همراهی و توفیق شفاعت گیرد و همیشه از عبادات معنوی لذت خاصی می برد پیوسته شکرگذاربود و سپاسگذار رحمت حق . با آنکه زندگی چندان مرفه و راحتی نداشت اما بی نهایت در انجام رسالت خانوادگی و زندگی و بندگی اش سخت کوش و وارسته بود و از هرگونه اسراف و تبذیر روی گردان بود . در روزهای انقلاب پیرو امام (ره) بود و در راهپیمایی ها شرکت می کرد و در تمام سخنرانی های مسجد و محله خصوصاً مسجد مهدیه شرکت داشت و آرزو داشت امام را زیارت کند و خداوند این توفیق را نصیب ایشان نمود و در مسجد فیضیه قم به دیدار امام (ره) نائل آمد . سیره و روش حضرت امام (ره) الگو و سرلوحه زندگی اش بود و به هیچکس جرات و اجازه نمی داد تا از فرمایشات امام (ره) و مسئولین خصوصاً شهید بهشتی ، دکتر چمران و دیگر برزگواران خرده بگیرد .

به نقل از همسر شهید  :

چه شبهایی که او را در کنار فرزندانش نمی دیدم در حالی که در کنجی از منزل کوچک و محقر در سرمای زمستان در قیام و قعود و در تضرع و زاری مشاهده میکردم و چه روزهایی که اظهار روزه نمی کرد و پنهانی افطار می نمود و پیوسته در ریاضتی که وجودش را فرا گرفته بود به سر می برد .

به نقل از برادر شهید :

خواهر عزیز ما جدای از اینکه خواهر ما بود ، در زمانی که جنگ شروع شد و ما توفیق رفتن به جبهه و جنگ داشتیم همیشه غبطه می خورد و حسرت می خورد که شما مرد هستید و به جبهه می روید و ما نمی توانیم بیایم و خدمت کنیم  . فرزند برومندش را برای دفاع از انقلاب به جبهه ها فرستاد و در جبهه غرب مجروح شد و همین باعث شد تا توسل و توکلش بیش از بیش شده و ارداتش اوج بگیرد و همیشه سعی می کرد تا جایی که توان دارد خدمت کند . وقتی در تهران سکونت داشتند در پایگاههای بسیج خواهران به صورت فعال حضور داشت . ایشان علی رغم علاقه زیادی که داشت تا با همسر خود به حج برود اما خداوند توفیق شهادت را برای ایشان رقم زده بود و ایشان همراه با پدر و مادر و برادر و همسر برادرش به سفر حج مشرف شد . در ثبت نام حج قرار بود که ایشان در سال 1367 مشرف شوند اما به خواست خداوند به علت مشکلی که برای یکی از اقوامشان پیش می آید به جای آنها یک سال زودتر (1366) به حج می روند. در روز راهپیمایی خونین مکه در حالیکه بسیاری از کشورها به اتباع خود اعلام کرده بودند که به علت درگیری از خانه ها بیرون نیایند اما ایرانیان مانند همیشه گوش به فرمان رهبر خود در راهپیمایی برائت از مشرکین شرکت کردند و شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل سر دادند . شهیده در شب قبل از راهپیمایی دعای کمیل می خواند و غسل شهادت می کند و فردای آن روز با اینکه از ایشان تقاضا شد تا در کنار مادر پیرشان بمانند اما  به برادرش گفت : من به آرزویم رسیده ام ، غسل شهادت کرده ام و بیاد زهرای مرضیه با شما همراه می شوم و با روحیه انقلابی که داشت در راهپیمایی شرکت کرد . بعد از چند ساعت درگیری آغاز شد و حادثه شدیداً دلخراش بود، میله های آهن و شیشه و آجر و سنگ از کامیونهای کنار جاده به سمت تظاهرکنندگان پرتاب می شد. شهیده در یک محاصره توسط کامیونهایی که آب گرم بر سر مردم می ریختند مورد تهاجم قرار می گیرد و سرانجام به آرزویش رسیده و شهید می شود . شهیده مظلومانه همراه با دیگر شهدای مکه تا 3 روز در سردخانه آل سعودجا گرفته بودتا اینکه نامهای آنها به سفارت ایران اعلام شد و خبر شهادتشان به گوش همراهانشان رسید .

دسته بندی: 

دیدگاه ها