شهید خدیجه آیت

شهید خدیجه آیت

نام پدر: سید مجتبی

تاریخ تولد: 1328

محل تولد: نجف آباد

تاریخ شهادت: 9/5/1366

محل شهادت: مکه

نحوه شهادت: با ضربۀ باتوم به سرش

مزار شهید:

کلامی با تو

«هر چند راه آسمان را بسته اند. هر چند در باغ شهادت را بسته اند. اما تو برایم کلیدش را گذاشته ای. آن روز که تو رفتی درهای آسمان را خدا برایت باز کرده بود. اما امروزکه راه شهادت بسته است. من با کلید بندگی که تو برایم به ارث گذاشتی، راهت را خواهم پیمود. در حالی که دوست دارم. مانند تو مطیع فطرت پاک الهی ام باشم و از تو می خواهم که از آن بالا برایم دعا کنی. تا من هم به آنجا که تو رسیده ای برسم.»

«شهید حاجیه خانم خدیجه بیگم آیت در سال 1328در خانوادۀ مذهبی و روحانی از سادات جلیل القدرچشم به جهان گشود. وی تحت تعلیمات و مراقبت ویژه پدر و مادر بزرگوار خود مراحل کودکی را سپری کرده و وارد مدرسه گردید. از همان ابتدای نوجوانی انس ویژه ای با قرآن داشت و در کنار آن به یادگیری امور خانه داری و خصوصاً خیاطی اهتمام ورزید تا جایی که در این رشته صاحب سبک شد. پس از ازدواج علاوه بر امور منزل و ایجاد محیطی امن و آرام برای همسر و فرزندان به کار خیاطی و آموزش هنرجویان پرداخت و از این تلاش هم گوشه ای از هزینه های زندگی را تأمین می کرد و هم خدمات بی شائبه ای به مردم کم درآمد می کرد که هنوز بعد از سالها افرادی به درب منزلشان می آیند و از مساعدت های او سپاسگزاری می کنند و یا بر سر مزارش حاضر می شوند و به روح بزرگش درود می فرستند. او در احترام به والدین سرمشق اطرافیان بود واز نظر پدر و مادر فرزند نمونه ای بشمار می رفت وبه قول پدر مرحومشان فرزندی مسئوولیّت پذیر، پرستار مهربان برای مادرش بود زیرا مادرش یک سال قبل از شهادت او به رحمت ایزدی پیوستند. در برخورد با مردم و مشتریانش نهایت ادب را رعایت می کرد و به عنوان فردی امین و متعهد جهت اقوام و همسایگان نقش بسزایی ایفا می کرد و برای همه سنگ صبور و راهنمای صدیقی بود.

عروج ملکوتی

«وی در سال1366 راهپیمایی برائت از مشرکان توسط عمال سعودی با ضربات متعدد باتوم به شهادت رسید.»

 

در راه دوست کشته شدن آرزوی ماست

دشمن اگر چه تشنه به خون گلوی ماست

گردیم دور یار چو پروانه دور شمع

چون سوختن در آتش عشق آرزوی ماست

دیدگاه ها